احمد شاملو

                                                                

                  

                                                                                               

           که میلادت نزول خجسته ی باران باد

           بر تشنگی خاک

           وطلوع آفتاب

           برسماجت ظلمت

           شکوفه تبسمی برلبان دلتنگی

           و جلوه ستاره یِِی

           در مه گرفتگی این افق

 

 

 بیشترین شعرهای زیبا و گویای سلسله جبال شعر نو مال احمد شاملو است و

 

به همین اعتبار می گوییم که بزرگترین قلۀ این کوه شاملو ست. ازنظر فرم یا  

 

شکل بیرونی ، شاملو وزن را کنار گذاشت و این کار به انقلاب دوم معروف

 

شد.

  

اینجا بیشتر با محتوای شعرها سرو کار داریم . اگر چه مدت زیادی نیست که جسم   

 

شاملو از میان ما رفته اما، بیشترین پیروان را دارد.

 

شاملو متجاوز از 80 شعر عالی از خود به یادگار گذاشته به اندازه ی مجموع

 

دیگران است .

 

وقتی به اشعار شاملو دقیق می شویم می بینیم که موضوعهای شعر شاملو را می 

 

توان دسته بندی کرد و خانواده هایی مانند سیاسی - عاشقانه - وصف طبیعت -

 

 

افکار فلسفی- کودکان - ومانند آنها را دید .

 

کارنامه شعری شاملو مفصل است که تا کنون خیلی ها به آن پرداخته اند و کارهای

 

فراوانی چاپ کرده اند.

 

اکنون به شعرها نگاهی می کنیم:

و

 

شعرهای کودکان

 

 بخشی از مهمترین شعرهای شاملو برای بچه ها سروده شده. مشهورترین شعر

 

خانوادۀ شعرهای کودکان «پریا» است که به محض انتشار همه گیر شد. این شعر

 

در سال 1332 یعنی سال کودتا سروده شد. بخشی از آن می خوانیم:

 

یکی بود یکی نبود

 

زیر گنبد کبود

 

لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود

 

زار وزار گریه می کردن پریا

 

مث ابرای باهار گریه می کردن پریا...

 

از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد

 

از عقب از توی برج ناله شب گیر می اود ...

 

پریا هیچ چی نگفتن، زاروزار گریه می کردن پریا 

 

مث ابرای باهار گریه می کردن پریا...

 

و

 

شعرهای فلسفی

 

شاملو نگاه ویژه ای به دنیا داشت ودر هرکدام ازشعرها یش تکه ای رابه نمایش

 

گذاشت. در شعرهایی که زیر عنوان فلسفی از آنها نام می بریم ، زمین و انسان

 

وخدا به هم بر آمده اند. این شعر ها چندان هم شاعرانه نیستند . بیشتر فلسفی اند

 

و نزول انسان اعلی علیین یا آدمی / پادشاه زمین را تا حد گدای پشم وپشک  

 

جانوران نشان می دهند .   

 

پس پای ها استوار تر بر زمین بداشت * تیره یپشت راست کرد* گردن به غرور 

 

برافراشت * وفریاد برداشت :اینک من !آدمی !پادشاه زمین ! وجانداران همه از

 

غریو او بهراسیدند*

 

 

 و

وصف طبیعت

 

 

تمام هنرمندان بزرگ دوره ای را به وصف طبیعت گذرانده اند . نکته ای مهم

 

در مورد طبیعت وجود دارد : انسان با چنان شور شگفت انگیزی دنیای مصنوعی

 

خود را ساخته که دیگر کوچکترین نشانه ای از طبیعت بهشتی باقی نمانده وهر

 

کجا را که نگاه کنی اثر انسان را می بینی اما سازندگی های انسانی آلودگی ها را

 

نیز به دنبال دارد ، بسیاری از آنان که دائما حفظ محیط زیست را التماس می کنند

 

به ریشه های اِشکال نمی پردازند اما شاملو یک راست تا قلب مسأله پیش می رود:

 

دریغا دره یِِِ سرسبز وگردوی پیر

 

وسرود سر خوش رود

 

به هنگامی که دِه

                       در دو جانبِ آبِ خنیاگر

                                                      به خواب شبانه فرو می شد...

 

و

عاشقانه

 

شاملو استاد اشعار عاشقانه است وفراوان دارد. این جا فقط به یک نمونه اشاره می کنیم و شما می توانید بقیه را در کتاب خود شاملو بخوانید.

 

شاملو در سال 1341 «من وتو،درخت وبارون راسروده که در آن زبان دیگری راآزموده :

 

من باهارم تو زمین

من زمین ام تو درخت

/ 3 نظر / 129 بازدید
سعید

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] زیبا بود.. اللهم عجل لولیک الفرج[گل]

پیر مرد خنزر پنزری

درود بر تو بسیار بسیار ساده و زیبا بود . خارج از پیچیدگی رشته گونه کاسه آشهایی که این روزها به عنوان نثر از دوستان روشنفکر میبینیم واژه هایی که فقط به درد کافه های روشنفکری میخورد. لذت بردم همیشه شاد باشی شاملو را از وقتی که شعر خواندن را یاد گرفتم میشناسم. شاد باشید. به خانه من هم سری بزن. شاد زی

همسر و همشهری شاهین نجفی

[قلب] مره خیلی خوش بمه از شمی وبلاگ خیلی ممنون شمی دس درد نوکونه...[تایید]