شعر من

 

خداوندا

تو خود می دانی از دردم،

دلم تنگ است و چشمانم پر از اشک است

دعای که بر لبم دارم

و تسبیحی که در دستم

نشان از عجز من دارد

خداوندا

نمی دانم  که چه سری در این کار است

که تا خواهم رهی بینم

طوفانی به پا خیزد

غبار درچشم آید.

خداوندا

به پایم قوت رفتن

به چشم امید ره دیدن

به دل شوق رسیدن ، ده

خداوندا

تو می دانی که من بسیار کردم جهد

تو می دانی که من بسیار کردم عهد

تــــــــــــا شـــــوم رهــــرو راهـــت

تــــــــــا کنـــم جـــان را نثـــــــارت

 

/ 25 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sajen

بنام او بیاد تو آپم[گل]

فاطمه

سلام عزیزم منم خوشحالم شمارو با افتخار لینک کردم بای تا های[خداحافظ]

رزاز

کوثر جان با افتخار لینک شدید.

محمد رسول

*** با سلام خدمت شما دوست بزرگوار با ادامه ی قسمت دوم گفتمان هفتگی با موضوع : "با توجه به مسئولیت اخلاقی خود قضاوت کنید؟! " به روز هستم و منتظر قدوم شما می باشم. از شما دوست گرامی خواهشی داشتم که با نظرات سازنده و مفیدتان درباره ی پست، ما را یاری و راهنمایی نمایید و از این مطلب نتیجه گیری فرمایید. پیشاپیش از لطف و نظرات زیبایتان کمال تشکر و قدردانی را می نمایم.[گل][گل][گل] "{به امید روزی که طلوع آرامش در زندگی بشریت سایه گستر شود.پس به امید آن روز! }"[بدرود]

احسان_ک

سلام دوست خوب راستش اتفاقی با وبلاگت آشنا شدم...اگه اهل نوشتن هستی خوشحال میشم یه سر بهم بزنی و نظرتو در مورد نوشته هام بگی www.sayeroshan3.blogfa.com

رزاز

نور عترت آمد از آیینه ام / کیست در غار حرای دلم رگ رگم پیغام احمد می دهد / دلم بوی محمد می دهد میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

دانشجو

خدا دیگه حالی واسمون نمونده که به راه راست هدایت بشیم خودت راه راست رو به طرف ما کج کن وب ات قشنگه[شوخی][لبخند]

فاطمه

منتظر پست جدیدت هستم آپ کردی خبر بده منتظرم [تایید] بایییییییییی[گل][خداحافظ]

رضا

[گل]نوشته خودتونه آبجی ؟؟؟ خیلی زیباست حرف نداره [گل]